سفارش تبلیغ
صبا

سی سال یادداشت

 

این شعر ناظر است به سروده ترجیعی استاد سید محمد رضا عالی‌پیام متخلص به هالو با ترجیع من که دیگه رای نمی دم می‌خوای بده می‌خوای نده. پیشا پیش ذکر دو نکته را لازم می‌دانم: نخست این که حقیر به جانب ادبی استاد احترام گذشته ایشان را شاعری بدیع پرداز می‌دانم و دیگر این که پاره‌ای از اعتراضات به حق ایشان در سروده ایشان را ندیده نگرفته انکار نمی‌توانم کرد


هالی با هالو

1

هالو تو این دنیای ما هرکی یه کاری بلده

یکی تو کار ترمة یکی تو کار نمده

اون یکی معرکه گیره این یکی اهل شعبده

یه کسی شاعر میشه و یکی ترانه سر می‌ده

توام میگی رای نمی‌دم می‌خوای بده می‌خوای نده

رای نمیدی نده،

ولی حرفی که می‌زنی بده

 

 2

ترانه خون قرتی باشه حنجره تأثیر نمی‌ده

شعری که بوی نون بده چیزی رو تغییر نمی‌ده

هیچ لَ‌لِه‌ای جای ننه بچه‌ها رو شیر نمی‌ده

ملاقه هرچی ورداره هیچی به کفگیر نمی‌ده

کی گفته که خواسته ما قمیشیه یا هایده؟

                                                                                 رای نمیدی نده،

ولی حرفی که می‌زنی بده

 

3

حجابو بی خیال بشیم یعنی که چی؟ چکار کنیم؟

از دینمون دس بکشیم از خودمون فرار کنیم؟

به مهمونی و خوردن و آب‌پاشی افتخار کنیم؟

آبرومونو رو دستامون بگیریم و هوار کنیم؟

هیچ میدونی که آبرو این روزا نرخش چقده؟

رای نمیدی نده،

ولی حرفی که می‌زنی بده

 

 4

یه روز اگه بگن خانوم حجاب اختیاریه

روسری دلبخواهیه مقنعه افتخاریه

قسمتای پنهونیتون از حالا آشکاریه

خیال کنید تهرونم از جزایر قناریه

بچه مسلمون اونروزم با روسری و چارقده

رای نمیدی نده،

ولی حرفی که می‌زنی بده

 

 5

فکر می‌کنی مشکل ما رخت و لباس رنگیه؟

تو رادیو نداشتن مُجریایِ فرنگیه؟

درمون در بچه‌ها پاچه‌های تفنگیه؟

چه ساده‌ای فکر می‌کنی که این کارا زرنگیه؟

بی‌ادبی دهن کجی به حرفی که خدا زده

رای نمیدی نده،

ولی حرفی که می‌زنی بده

 

6

امر به معروف نکنیم نگیم چه کاری بهتره؟

بچه‌مونو رها کنیم که هر طرف می‌خواد بره؟

بلمبونه بجمبونه آخه مگه کرخره؟!

بهش نگیم چه رفتاری زشته چه کاری هنره؟

یعنی می‌خوای بگی که هیچ کاری نداره مفسده؟

رای نمیدی نده،

ولی حرفی که می‌زنی بده

 

7

گیریم یکی غلط کنه امر به منکر بکنه

خوب و بدو نشناسه و کارا رو بدتر بکنه

جوونا را مچل کنه پیرا رو منتر بکنه

مرد و زنو فراری از دین پیمبر بکنه

امر به معروف غلطه یا کار این فلکزده

رای نمیدی نده،

ولی حرفی که می‌زنی بده 

 

    8

ملای خوب و بد داریم مثل برنج تو انباری

کار بدا رو نباید به پای خوبا بذاری

مجلس عقد باباتو اگه به خاطر نداری

مجلس عقد خودتو حتما به خاطر میاری

ملا نبود، به مشهدی الان بودی حرومزده

رای نمیدی نده،

ولی حرفی که می‌زنی بده

 

9

ملا نبود انگلیسی مملکتو چپو می‌کرد

یانکی به ما پُز می‌داد و افاده نو به نو می‌کرد

روس میومد تو مملکت بساطشو ولو می‌کرد

یکی می‌کاشت یک دیگه حاصلشو درو می‌کرد

بازم بگو ملا اِلِه ملا بِلِه ملا فراوونه بده

رای نمیدی نده،

ولی حرفی که می‌زنی بده

 

 10

ملا مثِ عقل که تو فکر می‌کنی داری زیاد

هر چی باشه بازم کمه هیچوقت زیادی نمی‌یاد

چیزایی رو یادت میده که هیچ کسی یادت نداد

تو رو بزرگت می‌کنه هیچی‌ام از تو نمی‌خواد

بازم میگی ملا چرا بیرون قم یا مشهده

رای نمیدی نده،

ولی حرفی که می‌زنی بده 

 

11

هالو منم مثل توام دلم می‌خواد دموکراسی

یه انتخاب سالم و رئیس جمهور راس‌راسی

رونق اقتصادی و سلامت دیپلماسی

ولی براش کار می‌کنم نه چند و چون وسواسی

نِق و نوق بدون کار والله نداره فایده

رای نمیدی نده،

ولی حرفی که می‌زنی بده

 

 12

دستتو رو سرت بذار یه وقت سرت کلا نره

آتیش به دینت نزنی عقلتو دزدی نبره

سوار طبع تو نشه شیطون زشت نکره

ادیب قیمتی! تو رو یه رندی ارزون نخره

چرا برات کف میزنن وقتی که میگی میکده

رای نمیدی نده،

ولی حرفی که می‌زنی بده 

 

 


ارسال شده در توسط محمد رضا جباران

فرار
صدایی می‌رسد:
برخیز باید رفت
صدا نزدیکِِ نزدیک است،
صدا از خانه همسایه می‌آید
و شاید باز هم نزدیک‌تر
از پشت در
یا از درون خانه می‌‌آید
و من دنبال یک سرگرمی‌ام تا نشنوم آن را.


ارسال شده در توسط محمد رضا جباران

امام صادق(ع) می فرماید: ربح المؤمن على المؤمن ربا إلا أن یشتری بأکثر من مائة درهم فاربح علیه قوت یومک أو یشتریه للتجارة فاربحوا علیهم وارفقوا بهم .
سود گرفتن مؤمن از مؤمن به منزل? رباست مگر آن که بیش از صد درهم خرید کند، در این صورت به انداز? خرج یک روزت از او سود بگیر یا آن که جنس را از تو می خرد تا با آن تجارت کند در این صورت هم سود بگیر ولی با او مدارا کن.
بر مبنای این حدیث فقها گفته اند سود گرفتن از برادر ایمانی مکروه است و برای کاسب شایسته است به دریافت مقداری سود که در یک شبانه روز لازم دارد اکتفا کند. و پس از آن بدون سود بفروشد.
امام صادق(ع) می فرماید: إذا قال الرجل للرجل : هلم أحسن بیعک ، یحرم علیه الربح، هنگامی که کسی به کسی می گوید نزد من بیا با تو خوب معامله می کنم سود گرفتن از او حرام می شود.
علامه حلی بر مبنای این حدیث نوشته است که سود نگرفتن در این صورت مستحب است.
میسر می گوید به امام باقر ( علیه السلام ) گفتم: إن عامة من یأتینی إخوانی فحد لی من معاملتهم ما لا أجوزه إلى غیره ، همه کسانی که به من مراجعه می کنند برادران منند، در مورد معامله با ایشان معیاری به دست من بده که بر خلاف آن عمل نکنم. فرمود:" إن ولیت أخاک فحسن ، وإلا فبع بیع البصیر المداق " اگر قرار گذاشته ای که از او سود نگیری سود نگیر و اگر چنین قراری نداری، از او به همان اندازه سود بگیر که از یک مشتری خبره اهل چانه زنی می گیری.


ارسال شده در توسط محمد رضا جباران


خانواده اساسی ترین و مهم ترین واحد اجتماعی است. هم? اجتماعات بشری چه کوچک، چه بزرگ و چه خوب، چه بد ریشه در خانواده دارد.
موفق ترین فرزندان و مفیدترین انسان ها از خانواده هایی بر می خیزند که در آن ها هم? نیازهای انسانی به طور عادلانه - نه به طور مساوی- مورد توجه باشد. (تساوی مساوی با عدالت نیست گاهی عدالت است و گاهی نیست.) عدالت آن است که هر چیزی در جای مناسب خودش قرار گیرد و هر کس به قدر شایستگی و تلاش خود بهره برداری کند بنابر این توجه عادلانه به نیازهای انسان به این معنی است که هر نیازی به انداز? اهمیتش مورد توجه قرار گیرد نه بیشتر و نه کمتر، همچنین در جای مناسب خودش قرار بگیرد، اگر نیاز اولی است به آخر نیفتد و اگر نیاز آخری است پیش از همه پاسخ داده نشود. انسان نیازهای گوناگونی دارد. اگر این نیازها به طور عادلانه مورد توجه قرار گیرند و پاسخ خود را دریافت کنند، انسان دچار ناهنجاری نمی شود، بلکه با روح و جسم سالم پرورش می یابد خود به کمال می رسد و بهترین اثر ممکن را در محیط وجامعه خود به جا می گذارد.
برخی از مهم ترین نیازهای انسان
1ـ اولین نیازی که به ذهن همه می آید و بیشترین دغدغه را برای والدین ایجاد می کند نیاز اقتصادی است بار? این نیاز از دو جهت باید نگاه کرد:
جهت اول این که این نیاز مهم است، خیلی هم مهم است، هر کسی بگوید نیاز اقتصادی انسان اهمیت ندارد، از دیدگاه اسلامی اشتباه کرده است. به دلیل همین است که کسب حلال از نظر اسلام عبادت است و به همین دلیل کار کردن برای رفع نیاز خانواده معادل جهاد در راه خداست. پدری که با وجود توانایی، از کار و کسب ابا کند و فرزندانش محتاج و آرزومند بمانند نه تنها یک مسلمان خوب نیست بلکه حتی یک مرد غیرتمند هم نیست از نشانه های بی غیرتی بی توجهی به نیازمندی های خانواده و فرزندان است.
جهت دوم این که جایگاه این نیاز کجاست.
اولاً باید بدانیم تنها نیاز فرزندان ما نیاز مادی و اقتصادی و خوراک و مسکن و پوشاک نیست.
ثانیاً اگر والدین به این جنب? فرزندان خوب رسیدگی کردند هیچ دلیلی نداریم که وظایف دیگر از دوش آن ها برداشته می شود.
در اینجا لازم است به یک نکته ظریف اخلاقی ـ روانی اشاره کنم. حرص و مال دوستی دو رذیل? اخلاقی است که بسیاری از انسان ها به آن مبتلا هستند. به همین دلیل برای جمع مال بیشتر تلاش فوق العاده می کنند، همین تلاش بیش از حد برای کسب ثروت باعث می شود که به وظایف دیگر خود مثل تربیت فرزند و ادای حقوق خانواده عمل نکنند، در حقیقت این گونه افراد هم? وقت خود را برای پاسخ گویی به یک نیاز روانی خود صرف می کنند در حالی که بخشی از این وقت حق همسر و فرزندان آنهاست ولی گاه و بیگاه منّت این تلاش را بر سر فرزندان می گذارند و می گویند که من برای شما این همه زحمت می کشم این ادعا دروغ است، چون فرزندان اولا به این اندازه نیاز به مالی ندارند. ثانیا نیازهای دیگری دارند که اینگونه پدرها هیچ توجهی به آنها نمی کنند بنابراین باید توجه داشت که وظایف دیگر خود و نیازهای دیگر فرزندانمان را فراموش نکنیم.
2ـ نیاز دیگر فرزندان ما نیاز به الگوی تربیتی است. انسان موجود الگوپذیری است. بیشتر مهارت های خود را از الگوها فرا می گیرد سفارش و توصیه کمترین اثر را در تربیت انسان دارد، بنابراین وظیفه پدر و مادر است که نقش الگو بازی کنند، یعنی هر کار خوب را که دوست دارند فرزندانشان انجام دهد خودشان انجام دهند و هر کار بدی را که می خواهند فرزندشان انجام ندهد. خودشان انجام ندهند. همانطور باشند که د وست دارند فرزندشان در آینده باشد. هم? ما کم وبیش مرتکب کارهای ناپسند می شویم که شایع ترین آن دروغ، غیبت و بد زبانی است، اگر میل داریم فرزندمان دروغ نگوید، بددهنی نکند و غیبت نکند باید خودمان ترک کنیم. این مسلم است که هر انسان معمولی و طبیعی، خوبی ها را دوست دارد حتی اگر خودش خوب نباشد، پس همه دوست دارند که فرزندشان خوب باشد، ولی الگوی خوبی را به او ارائه نمی کنند فقط سفارش می کنند امام صادق (ع) می فرماید کونوا دعاه النّاس بغَیر السنتکم با غیر زبانتان مردم را به کار خوب دعوت کنید یعنی الگو بدهید.
3ـ نیاز دیگر انسان نیاز معنوی است. جسم انسان نیاز به غذا دارد و روح انسان نیاز به عبادت، عبادت غذای روح است همانطور که جسم انسان بدون ارتباط با مبدء تغذیه می میرد روح انسان بدون ارتباط با خدا می میرد. این نیاز را دین برآورده کرده است، قرآن کریم، رسول خدا (ص) و ائمه اطهار (ع) به آن پاسخ داده اند ولی آدم ها باید آن را در خانواده بیاموزند. انسان همانطور که یاد می گیرد وقت گرسنگی چه کند وقت تشنگی چه بنوشد و... باید یاد بگیرد که دلتنگی هایش را با که تقسیم کند حرف دلش را به که بگوید، نیازش را از که بخواهد مدح و ثنایش را نثار چه کسی کند، این ها ابعاد عبادت است.
طبیعی است باید بچه این چیزها را در محیط خانواده آن هم از پدر و مادر ببیند بچه ها باید نماز خواندن شما را ببینند، شب زنده داری و سحرخیزی شما را ببینند روزه داری شما را ببینند و این ریا نیست، بلکه عبادت است نماز خواندن خودش یک عبادت است پیش روی فرزندان خواندن به این نیت عبادت دیگری است.
بنابراین برای این که بتوانید نیاز معنوی و الگویی فرزندان را پاسخ مثبت بدهید باید خودتان را به روز کنید ارتقاء پیدا کنید هر روز به کارهای خوبتان بیفزائید و کارهای بدی را که انجام می دهید کم کنید، ورزش کنید کتاب بخوانید و آگاهی خود را توسعه دهید مخصوصاً دین شناسی خود را وسعت ببخشید.
4ـ یکی دیگر از نیازهای انسان نیاز امنیتی است
منظور از امنیت در خانواده دو چیز است نخست آنکه خانواده محل امن و آسایش انسان است حتی بزرگ ترها وقتی از هم? عالم خسته می شوند به خانواده پناه می برند بنابراین باید همیشه در خانواده آغوش باز و گرمی وجود داشته باشد که خستگی ها و درماندگی ها و وحشت و هراس بیرون را جبران کند. نوع استقبالی که پدر و مادر از فرزندان می کنند با رفع این نیاز ارتباط مستقیم دارد بعضی پدر و مادرها با کج خلقی خود محیط خانه را تبدیل به جهنم می کنند و فرزندانی که در این خانواده ها رشد می کنند اگر فراری نشوند افسرده و بیمار و روانی می شوند، انسان های غیر نرمالی که معمولاً موجب آزار دیگران خواهند بود.
معنی دیگر امنیت در خانواده این است که پدر و مادر حق ندارند به بهانه تربیت هم? حریم های خصوصی فرزند خود را ندیده بگیرند، هر انسانی برای خود حریمی دارد پدر و مادرها باید فرق نظارت و تجسس را بدانند. اولاً باید با تربیت صحیح و الگودهی صحیح فرزند را از رفتن به انحراف حفظ کرد و پس از آن باید نظارت کرد و مراقبت؛ ولی نباید تجسس کرد و برخورد اطلاعاتی. یعنی باید رفتاری کرد که فرزند ما را به عنوان یک ناظر امین قبول کند و راضی شود زیر نظر ما فعالیت کند تصویر پدر یا مادر به عنوان یک نیروی جاسوسی اطلاعاتی، امنیت فرزند را به هم می زند، موجب نگرانی پیوسته و در نهایت بیماری و افسردگی او می شود.
5ـ نیاز دیگر انسان در محیط خانواده نیاز به نشاط است. مدیریت نشاط خانواده با مادر است این که خانواده سرزنده و شاد باشد مستلزم کارهای غیر اخلاقی یا هزینه های کلان نیست. مادر خانواده می تواند در عین سلامت و سادگی خانواده را شاد و سرزنده و با نشاط نگه دارد البته نیازهای انسان ابعاد گوناگونی دارد من تلاش کردم به تعدادی از نیازهایی بپردازم که کمتر مورد توجه قرار می گیرند انسان سالم از خانواده ای بیرون می آید که این نیازهای با همه ابعاد و جهاتش مورد توجه قرار گیرد، کودکی به این صورت تحت پوشش خانواده باشد به طور طبیعی خوب رشد می کند و خوب درس می خواند شما اگر می خواهید فرزندتان خوب درس بخواند اگر نگران آینده او هستید و ... محیط خانواده را درست کنید چنان که همه نیازهای فرزندتان مورد توجه قرار گیرد در این صورت ممکن است کودک نوجوان و جوان به علت کمی استعداد و توانایی، عالی نباشد ولی به طور یقین همه تلاش خود را می کند و همین مقدار برای موفقیت به معنی صحیحش کافی است.

 


ارسال شده در توسط محمد رضا جباران

آداب مهاجرت

مهاجرت موقعیت خاصی است در زندگی انسان که هم فواید و منافعی دارد و هم آفات و آسیب هایی اگر انسان به آسیب های مهاجرت توجه نداشته باشد و از آن ها اجتناب نکند، از فواید و منافع آن بهره مند نمی شود. حداقل فایده مهاجرت این است که انسان مهاجر می تواند از محدودیتی که یک محیط خاص برای انسان ایجاد کند رها می شود و عظمت ملک خدا را تا حدودی درک کند با ملت ها و فرهنگ های دیگر آشنا شود و اگر انسان مستعدی باشد خوبی های ملت های دیگر را بیاموزد، نواقص خود را بشناسد و اگر آمادگی اصلاح و تهذیب داشته باشد بدی های خود را اصلاح و نواقص خود را جبران کند. من چون تصمیم دارم درباره ی آسیب های مهاجرت بحث کنم بیش از این وارد بحث فواید نمی شوم اما درباره ی آسیب های مهاجرت چند نکته قابل توجه است.
1. اولین مطلب این است که بدانیم دین اسلام برای هر موقعیتی که انسان در آن قرار می گیرد آداب و احکامی قرار داده است از جمله موقعیت ها همین است که عده ای مسلمان بنا به اقتضاءات زندگی شخصی و خانوادگی در خارج از وطن اسلامی زندگی کنند. این طور نیست که اسلام در این مورد ساکت باشد وآنهارا به حال خود واگذار کرده باشد.
2. نکته دیگر این که یک مسلمان در شرایط عادی، یک شخصیت حقیقی دارد که همه ی کارهایش به حساب آن نوشته می شود، مردم او را با همان شخصیت می شناسند و خوب و بدش را با همان شخصیت محاسبه می کنند. ولی انسان همیشه در شرایط عادی نیست معمولا هر کدام از ما علاوه بر این شخصیت حقیقی، یک یا چند شخصیت حقوقی داریم که موازی با شخصیت حقیقی ما مسئول اعمال ماست مثلاً ما برخی پدر خانواده، برخی مادر خانواده و برخی بزرگ یک فامیل هستیم برخی استادند و چند شاگرد دارند و... این ها شخصیت های حقوقی است که باعث می شود دیگران از کارهای ما پیروی کنند. یک پدر وقتی یک کار خوب انجام می دهد علاوه بر این که به عنوان یک مسلمان به خاطر آن کار ستودنی است به خاطر این که فرزندانش آن کار خوب را از او یاد می گیرند و انجام می دهند نیز ستودنی است. یک مسلمان وقتی در خارج از جامعه اسلامی زندگی می کند یک شخصیت حقوقی جدید پیدا می کند که نماینده ی مکتب اسلام و ملت مسلمان است طبق این مبنا عملی که یک مسلمان در یک کشور غیر اسلامی انجام می دهد تنها نشان دهنده ی شخصیت خودش نیست بلکه نمایانگر رفتار یک مسلمان است هر ناظری عمل او را به حساب مکتبش و همه هم کیشان او می نویسد به همین دلیل مسئولیت اخلاقی و فرهنگی یک مسلمان مهاجر خیلی سنگین تر از یک مسلمان مقیم است.
3. اسلام هرگز با ناسازگاری موافق نیست. ما چه با هم کیشان خود زندگی کنیم چه با غیر هم کیشان، اسلام از ما انتظار دارد منشأ خیر و عضو مفید باشیم و با اطرافیان خود در کمال مسالمت زندگی کنیم. یک مسلمان در هر جا که باشد، باید کانون آرامش و نفع و خیر باشد. کشوری که شما در آن زندگی می کنید، وطن شما نیست ولی شما را به عنوان یک عضو خود پذیرفته است بنابراین، اسلام به شما دستور می دهد به مقررات موضوعه ی آن کشور احترام بگذارید شما نه تنها به عنوان یک عضو جامعه، بلکه به عنوان یک مسلمان و به عنوان یک تکلیف دینی باید از هنجار شکنی پرهیز کنید.
4. ممکن است از آنچه من گفتم این برداشت نادرست بشود که ما باید نسبت به عرضه دین و مکتب خود بی تفاوت باشیم و به
زندگی روزمره خود بپردازیم من می گویم درست زندگی کردن همان عرضه مکتب است، اصلاً یک مسلمان اگر درست زندگی کند زندگی روزمره اش عین عرضه مکتب است.
اگر ما طوری زندگی کنیم که اولا هنجارهای جامعه را نشکنیم و برای نیازهای جدید خود به عنوان انسان درمانده ی پاسخ نباشیم یعنی در هر زمینه ای بدانیم اسلام برای نیازهای ما چه پاسخی آماده کرده و همان را در زندگی خود عمل کنیم و برای رفع مشکلات شخصی و خانوادگی خود به دریوزگی فرهنگ های دیگر نرویم، در مجاری تفکر ناظران راه پیدا می کنیم و بدون اینکه سخنی گفته باشیم در قلمرو روح آن ها جا باز می کنیم. هر انسانی به طور فطری در صدد است برای خود یک حیات عملی منزه و پاکیزه ای بسازد و اگر اصول فکری چنین حیاتی را در گفتار و کردار ما مشاهده کند پیام ما را می گیرد این همان چیزی است که قرآن آن را حکمت می نامد ادع الی سبیل ربک بالحکمة (نحل 125) یعنی با حکمت، دیگران را به راه پروردگارت دعوت کن. حکمت این نیست که ما بخواهیم دیگران را وادار به پذیرش اسلام کنیم. حکمت این است که با خوب زندگی کردن نشان دهیم برای رسیدن به یک حیات عملی پاکیزه راهی روشن پیش روی خود داریم. اینگونه دعوت است که هر بیننده ای را متنبه می کند تا به خود فرصتی برای تفکر و بررسی بدهد.
5. نکته پایانی این که هر کسی می تواند فکر و ایده ی خود را به عنوان الگوی برتر مطرح کند به شرط آن که در زندگی مردم تأثیر گذار باشد و تأثیر گذاری به این است که برای زندگی مردم مفید باشد.
در پایان همه آنچه را که گفتم خلاصه می کنم اگر می خواهید هم وظیفه شهروندی خود را در هر کشوری عمل کنید و هم به وظیفه مسلمانی خود، خوب زندگی کنید از بدی ها به دور باشید، مفید باشید، قانون مدار باشید، هنجار شکنی نکنید به مردم، جامعه و کشوری که در آن زندگی می کنید، احترام بگذارید.مخصوصاً به پیمان های خود وفادار باشید که اصیل ترین اصل اسلامی که هیچ استثنایی ندارد وفاداری است و نظم را در همه ی شؤون زندگی خود را مراعات کنید این دو اصل تأثیر گذارترین اصول رفتاری در زندگی انسان است.


ارسال شده در توسط محمد رضا جباران
   1   2      >